دربــاره منتـوریکس

بنیان‌گذاران

ساسان سلوتی
ایدئولوژی اصلی ساسان اینه تا اونجایی که می‌تونه به کنجکاوی‌هاش پاسخ مثبت بده. برای همین، کارها و علایق جورواجوری رو دنبال می‌کنه؛ مثلاً: غواصی، دوچرخه‌سواری، یوگا، گیاه‌شناسی، عکاسی ماکرو و... تو کار هم همین طور بوده: از مدیر فروش بازاریابی تا منابع انسانی (خودش اصرار داره این مورد کم بود)، دیجیتال مارکتینگ و تدریس. پرداختن به مشاوره رو به همین سبب جدی‌تر از همه کارها دنبال کرده. چون معتقده تو هر سازمان جدید یه چیزی تازه برای یاد گرفتن هست. بزرگترین دستاورد زندگی‌اش رو همین انباشت تجارب و همینطور کتاب بیابانگردی در ایران می‌دونه که به اتفاق همسرش نوشته.
ساسان می‎گه: «هیچی انرژی‌بخش‌تر از این نیست که کسب و کارها و تیم‌های کاری پا بگیرند و یا سر کلاس بتونم اونچه بلدم رو خوب منتقل کنم.»
ساسان از خوندن کتاب‌های جورواجور هم لذت می‌بره و بالعکس از درس خوندن خوشش نمیاد و به یه DBA (که نیازی نبوده براش درس بخونه) بسنده کرده.
بهنام اسلمی
بهنام مهندسی کامپیوتر و همینطور ارشدش رو بازاریابی خونده. مدیرعامل شرکت همورا و یه مدیر همه فن حریفه که تسلط و توجه‌اش به جزئیات خیره‌کننده (بعضی وقت‌ها هم کلافه‌کننده) است. یعنی همزمان کامل‌ترین اطلاعات درباره ارزیابی 360 درجه، مالیات ارزش افزوده، تکنیک‌های دیجیتال مارکتینگ و VOIP، بهترین مارک چای‌ساز و... را با کوچک‌ترین جزئیات می‌تونی ازش بپرسی. عاشق طبقه‌بندی و بهینه‌سازی هم هست. از اون آدم‌ها که تو رستوران و شهربازی هم به فکر بهینه کردن فرایند‌هاست. از این کار لذت می‌بره. همینطور از مشورت دادن و کمک کردن به دیگران تو کار. به خاطر همین ده‌ها جا مشاور و عضو هئیت مدیره بوده.
گاهی هم دلش برای برنامه‌نویسی تنگ می‌شه و دلش می‌خواد برنامه‌نویسی‌های چالشی رو خودش انجام بده. وقتی که این کار رو می‌کنه خودش می‌گه احساس می‌کنم بین خطوط کدها دارم راه می‌رم.
یکی از مهمترین سرگرمی‌های بهنام کافه بوده و برای همین یک کافه خیلی خاص به اسم کافه سفال آنسو راه انداخته. شب‌ها تو حیاط کافه لته می‌خوره و از کار و معاشرت تو کافه‌اش لذت می‌بره. رزومه

تیـم منتـوریکس

روی عکس‌‌ها کلیک کنید تا ببینید کیستند و چه علایقی دارند.
بهناز اسلمی
نیما حسینی
سمیرا روحانی
اپول
شیما
امیرحسین
بهناز اسلمی
بهناز اسلمی
مدرس و مدیر فنی
رویای کودکی بهناز این بوده که هنر بخونه اما مهندسی کامپیوتر خونده و الان اون یه full stack developerشده. این آرزوی کودکی‌اش باعث شده که هر وقت کار به UI می‌رسه، می‌بینی که با چه عشقی تو این کار غرق شده. اون یه جور دایره المعارف سگ و گربه هم هست و اگر ازش بخواهید (و روش هم بشه) به شما می‌گه که شبیه کدوم اونا هستید.
بهناز نقش بازیکنانِ بدونِ توپ رو تو تیم عالی بازی می‌کنه. یعنی با حضورش و با کارهایی که می‌کنه و نمی‌کنه، این هنر رو داره که نقطه ثقل آرامش و شادی جمع رو برقرار کنه. به همین خاطر هم هست که یه مدیر موفق در عین حال محبوبه. ضمنا اون یه اراده آهنی برای انجام دادن ایده‌هاش داره: چه مربی‌گری شنا باشه و چه برنامه‌های ورزشی سنگین با رژیم‌های غذایی ترسناک.
نیما حسینی
نیما حسینی
برنامه نویس
نیما یه برنامه‌نویسه که کلی توانایی‌های جالب دیگه هم داره. احتمالا رشک برانگیزترین توانمندی‌اش اینه که می‌تونه با چند تا تخته چوب و چند تا ابزار بره تو کارگاه‌اش و با یه کار چوبیِ دلبر بیاید بیرون. یه کار دیگر هم خیلی خوب انجام می‌ده: این که در عین این که خودش رو خیلی جدی نشون می‌ده، سربه‌سر دیگران بذاره. به نظر که از این توانایی‌اش هم خیلی لذت می‌بره.
سمیرا روحانی
سمیرا روحانی
برنامه نویس
سمیرا فوق لیسانس فیزیکش رو از دانشگاه بهشتی گرفته و همه چیز در دنیای اون آروم می‌گذره: آروم حرف می‌زنه، مشورت می‌کنه و غذا می‌خوره. (برای خوردن یه نعلبکی ماکارونی 45 دقیقه وقت لازم داره.) سرعتی‌ترین کار زندگی‌اش، ازدواج بوده که در نوع خودش رکوردهای جهانی رو جابه‌جا کرده: از لحظه‌ آشنایی تا سفره عقد 3 ماه. از اوناییه که یه لحظه هم ذهنش از تحلیل باز نمی‌ایسته. یعنی وقتی باهاش صحبت می‌کنی احساس می‌کنی داره طول موج صدات رو هم تو هوا حساب می‌کنه. استراتژی سمیرا برای مواقعی که اشتباه می‌کنه اینه که بلند بلند بخنده.
اپول
اپول اسدی
مدرس
اپول از اون مَلغمه‌های عجیب و غریبه. خودش این عجیب بودن رو دوست داره. اسمِ عجیب و علایق عجیبی که به راحتی رویش نمی‌شه به دیگران بگه. ضمنا اپول مبتلا به سندروم "دل بی‌قرار داریم ما" هم هست. یعنی چند زبان بلده، چند تا ساز می‌زنه و چند تا رشته هم خونده. با این حال وقتی درباره معماری و رقصِ معاصر حرف می‌زنه، مثل طرفداران دو آتیشه ملوان انزلی رگ غیرتش به جوش می‌آد.
با این که تنبلی عمیقی در خونش وجود داره، صبح زود به باشگاه می‌ره و حرکات محیرالعقول ورزشی انجام می‌ده و بلافاصله اونا رو استوری می‌کنه. اون یکی از بهترین مدیران محتوا و دیجیتال مارکتینگه و تخصصش اینه که تیم‌های درجه 1 بسازه.
شیما
شیما تیموری
مدرس
شیما یه عالمه باستانشناسی خونده. منتها بیشترین حفاری که کرده درون خودش بوده. یعنی مرتب تلاش می‌کنه همه زوایای پنهان و جالب وجودش رو کشف و دنبال کنه. به طور کلی اون عشق وافری به دنبال کردن و پیدا کردن داره. یعنی به ندرت می‌شه از شبکه‌های اجتماعی چیزی بهش نشون بدی که ندیده باشه یا تو دیجیتال مارکتینگ سرنخی پیدا کنه و دنبالش نکنه.
شیما تو ادوردز - به قول گزارشگرهای کشتی- برای خودش صاحب سبکه و ضمناً دست به قلم خوبی هم داره و همین طور که تو صندلی‌اش تا انتها فرو رفته (در حقیقت یه جورایی غرق شده) می‌تونه ساعت‌ها بنویسه.
امیرحسین
امیرحسین سربیشه
تولید محتوا
کمی که با امیرحسین آشنا بشی، احتمالا متوجه می‌شی که درون ذهنش صحرای محشری برقراره؛ از جنس داستان‌های هری پاتر و این‌دست فانتزی‌ها. اون یه عشقِ فیلمِ تمام عیاره؛ از اون‌ها که تا صبح بیدار می‌مونه تا سریال‌ها رو به عنوان نفر اول زیرنویس کنه. (این نکته خیلی خوبه چون مرتب می‌تونی ازش برای فیلم و سریال مشورت بگیری.)
یکی دیگه از تخصص‌های امیرحسین نوشتن مقدمه‌ها و متن‌های عجیب و جذابه. یعنی می‌تونه از ترکیب خاویر زانتی، رستوران و طوفان کاترینا یه مقدمه بسازه که همه رو به خودش جذب کنه. ( اگر مسابقات جمله سازی بود حتما مقام استانی و کشوری می‌آورد). به هر حال اون عشق دیدن و نوشتن داره.

قصـه منتـوریکس

قصه‌ی پشت منتوریکس، شبیه این آلبوم‌هایی قدیمی است که (احتمالا در حین اثاث کشی و یا اتاق تکونی) پیدا شده. پر از عکس‌هایی است از سال 90 تا کنون که هر کدام قصه‌ای برای خودش دارند. پر از خاطرات کاری و دوستانه. قصه‌ی یه دوجین کسب و کارهایی که خیلی‌شان الان برای خودشان بزرگ شده‌اند و برخی از آن‌ها ناکام ماندند. وقتی چنین آلبوم‌هایی را ورق می‌زنید چه احساسی دارید؟ ما هم همین احساس را داریم: احساس رضایت نوستالژیک. و اکنون مشتاقیم که چند تصویر جدید ماندگار برای این آلبوم رقم بزنیم.

ارزش‌های منتـوریکس

ما در منتوریکس ارزش‌ها را قید و بندها تلقی نمی‌کنیم. این ارزش‌ها حقیقتاً حال ما را بهتر می‌کنند و بنابراین برای برقراری‌شون خودمون را به سختی نمی‌اندازیم و مشتاقانه و ناخودآگاه آن‌ها را انجام می‌دهیم.

دوستانه با کار و همکار

ایده ما اینه که هم کاری که می‌کنیم رو دوست داشته باشیم و هم با کسانی که کار می‌کنیم دوستانه باشیم. گاهی موفق می‌شویم که از دوستانه هم جلوتر برویم و دوستی‌های عمیق و طولانی بسازیم. این بهترین اتفاقه.

تمیز و منظم

تمیزی و نظم در منتوریکس به فضای محیط خلاصه نمی‌شه. ما دوست داریم که کارهایی که انجام می‌دهیم همونقدر و حتی بیشتر منظم و تمیز باشه. این که کار و محیط‌مون برق بزنه حالمون خوب می‌شه.

جزئیات

همه چی از توجه به جزئیات شروع می‌شه. گویی کیفیت حال ما به این جزئیات بسته است. ما به جزئیات می‌پردازیم تا از یه کار معمولی، کار خاص بسازیم.

اشتیاق و فروتنی در یادگیری

ما به جادوی یادگیریِ همیشگی اعتقاد داریم و دوست داریم آنچه یادگرفته‌ایم را مشتاقانه با دیگران به اشتراک بگذاریم و فروتنانه بیاموزیم.
منتوریکسی‌ها چه کارهای دیگری می‌کنند؟